محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

8

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

باب الالف مع الالف « 21 » افدستا - [ بفتح همزه و دال مهمله « 1 » و سكون فاء و سين مهمله « 1 » ] حمد خداى عز و جل و ستايش و شگفت و نيكو ، چه اين كلمه مركبست از افد كه بمعنى شگفت است و ستا ، كه ستايش باشد . مثالش استاد دقيقى گويد : شعر جز ز ايزد توام خداوندى * زان كنم بر تو از دل افدستا « 2 » و صاحب معيار جمالى شمس فخرى نيز فرمايد : شعر بر اين كتاب اعانت نمود طبع مرا * كه جمله بندگى شاهر است افدستا . و افتدستا نيز گويند بزيادت تاء . ايليا - سه معنى دارد : اول نام نامى حضرت امير المؤمنين و امام المتقين على ابن ابي طالب عليه السلام « 3 » . مثالش شاعر گويد : شعر درين معنى كه گفتى بيگناهم * بپيغمبر به حق ايليا هم دوم نام بيت المقدس باشد . مثال اين معنى حكيم اسدى فرمايد : شعر بدانگه كه ضحاك شد پادشا * همى خواند آن خانه را ايليا سوم نام يكى از پيغمبران بنى اسرائيل « 4 » . مثال اين معنى شيخ سعدى فرمايد : شعر به حق ايليا ادريس و يحيى * باسماعيل و اسحق و به عيسى . آسا - چند معنى دارد : اول مانند باشد ، گويند « 5 » شيرآسا و مهرآسا . مثالش شهيد گويد : شعر عدوى او شود روباه بد دل * چو شيرآسا خرامد او بميدان و استاد ابو الفرج [ بفتح همزه ] « 22 » نيز به اين معنى آورده و گفته : شعر عزم و حزمش بجنبش و به سكون * آسمان و زمين اسا باشد

--> ( 1 ) كلمهء مهمله از « الف 2 » است . ( 2 ) « الف 2 » جز از . . . ؛ در لغت‌نامهء اسدى : جز از . . . - كنم از دل به تو برافدستا . ( 3 ) « ن » : عليه الصلاة و السلم . ( 4 ) از اينجا تا پايان مطلب از « س » است . ( 5 ) « الف 2 » : چنان كه گويد . ( 21 ) اين فصل از باب الف و همچنين فصلهاى ديگر تا فصل الف مع السين تنها از نسخ « س » و « ن » با توجه بنسخه‌هاى تحرير اوسط و بخصوص نسخهء « الف 2 » منقولست چه ورقى چند از آغاز نسخهء « ب » ( تا باب الف مع السين ) و هم از آغاز نسخهء « الف » ( تا باب الف مع القاف ) افتاده است و بديهى است آنجا كه از دو نسخهء اخير شروع باستفاده مىشود بدان اشاره خواهد شد . ( 22 ) يعنى : اسا .